دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنم . ..
.
.
آه
دخترک
من
تو
کجا گم
شده ای
که این همه از من دوری؟؟
.
.
آه ای من _ من !
ای خود من
ای کودکم
.
.
چرا گم شده ای
پشت سکوت ها
و صبوری ؟
.
.
کودکی هایت
سخنی
ساکتت نمی کرد
حتی
فریادی !
.
.
.
آه!
ای من _ من
طفل معصومم
این روزها
به نگاهی
لال می شوی !
.
.
.
آه
کودکم
چرا
دیگر
حتی
کلمات _ ذهن ات
شعر
نمی شوند؟؟
.
.
دارم
هی
پا
به
پای
نرفتن
صبوری
میکنم . . . !
.
.
ص
ب
و
ر
ی
م
ی
ک
ن
م
!
+یک قواره حرف زایده به درازا کشیده ی طویل بدون هیچ عرضی!
.
+ نوشته شده در دهم آذر ۱۳۹۶ ساعت
توسط نور
|
ما خود شکسته ایم؛